دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۵۷
که بزرگی خرد بسیم و بزر
شمارهٔ ۴۵۸
هر یکی را چو صراحی سوی جامست نظر
شمارهٔ ۴۵۹
کزو تازه شد رسم تاج و سریر
شمارهٔ ۴۶۰
بر حضرتی چو کعبه اسلامیان عزیز
شمارهٔ ۴۶۱
بکام دل او نسازد بساز
شمارهٔ ۴۶۲
بدوستانت بده آنچه از تو ماند باز
شمارهٔ ۴۶۳
و گر داری خرد دستور خود ساز
شمارهٔ ۴۶۴
ایدل زکست هراس هرگز
شمارهٔ ۴۶۵
مرد داناش بمردم نشمارد هرگز
شمارهٔ ۴۶۶
نرود خاطر من از پی آز
شمارهٔ ۴۶۷
یاوگی و هرزه گوئی بود و بس
شمارهٔ ۴۶۸
بیگنه بسته زندان و گرفتار قفس
شمارهٔ ۴۶۹
بتف آتش سودا چه پزی دیک هوس
شمارهٔ ۴۷۰
هرگز به دم کسی نزنی پیش کس نفس
شمارهٔ ۴۷۱
آسیمه سری تا بکی امبارم ازین پس
شمارهٔ ۴۷۲
کز تو سؤالم همه اینست و بس
شمارهٔ ۴۷۳
چند روزی در جهان بر قول و فعلی دسترس
شمارهٔ ۴۷۴
هر که کرد اهمال در تکمیل نفس
شمارهٔ ۴۷۵
کرد خالی ز مرغ روح قفس
شمارهٔ ۴۷۶
بنده باری زو ندارد غیر شکر بیقیاس
شمارهٔ ۴۷۷
لفظ و معنیش بدانسان که پسندد همه کس
شمارهٔ ۴۷۸
نظر بحالت او میکنم ز روی قیاس
شمارهٔ ۴۷۹
راه یابد به منتهای بیوس
شمارهٔ ۴۸۰
در چار میخ طبع گرفتار دیدمش