دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۸۱
که بمردی ببرد کار از پیش
شمارهٔ ۴۸۲
زان بود کز من بدل دردیستش
شمارهٔ ۴۸۳
وز دور فلک نباشدش هیچ خراش
شمارهٔ ۴۸۴
در نه قدم از آن پس و با احتیاط باش
شمارهٔ ۴۸۵
بامید سخاوت عامش
شمارهٔ ۴۸۶
بر نفس ناستوده و اهل و عیال خویش
شمارهٔ ۴۸۷
آیتی در وفا و در بخشش
شمارهٔ ۴۸۸
مکن چز بدان ابتکار کار خویش
شمارهٔ ۴۸۹
که هیچ می نکند روزگار جز پرخاش
شمارهٔ ۴۹۰
خرما نزهت باغ خوش و باغستانش
شمارهٔ ۴۹۱
تا بگویم حکایت دل ریش
شمارهٔ ۴۹۲
خواه بیگانه باش و خواهی خویش
شمارهٔ ۴۹۳
زهره با بر بط خرامان از پس و قاصد ز پیش
شمارهٔ ۴۹۴
کمتر کسی که صدر معظم نویسمش
شمارهٔ ۴۹۵
صافی و دلگشای بکردار باده باش
شمارهٔ ۴۹۶
آندم که فلک بستد ازو هر کم و بیشش
شمارهٔ ۴۹۷
که از چراغ لئیمان بمن رسد تابش
شمارهٔ ۴۹۸
گرامی دار همچون جان پاکش
شمارهٔ ۴۹۹
ای چو حاتم بمکرمت شده فاش
شمارهٔ ۵۰۰
با تو گویم که چیست اکسیرش
شمارهٔ ۵۰۱
هیچ بجز بوالعجبی نیستش
شمارهٔ ۵۰۲
که تا چگونه کند پیش عقل اثباتش
شمارهٔ ۵۰۳
توئی که مثل تو گیتی ندید داور خویش
شمارهٔ ۵۰۴
بدانجناب که اقبال زیبدش فراش