دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۵۰۵
میکشد ابن یمین از آشنائی سرزنش
شمارهٔ ۵۰۶
عرضه دارم شمه ئی گر زانکه داری باورش
شمارهٔ ۵۰۷
که دانه دل ازادگان بود خصلش
شمارهٔ ۵۰۸
وز کسی هم نمیرسد ستمش
شمارهٔ ۵۰۹
از دشمن و از دوست نهان دار چو جانش
شمارهٔ ۵۱۰
تنها تو نیستی به جفای زمانه خاص
شمارهٔ ۵۱۱
وین بتر کم امید نیست خلاص
شمارهٔ ۵۱۲
بغیر از جنابت نجوید مناص
شمارهٔ ۵۱۳
که ترا دوستم بصد اخلاص
شمارهٔ ۵۱۴
گشته در بحر فکرتم غواص
شمارهٔ ۵۱۵
برسم طعنه توان گفت ابر را فیاض
شمارهٔ ۵۱۶
دانسته ئی که عقل مصون باشد از غلط
شمارهٔ ۵۱۷
نه نیز هر چه بترسند از آن شود واقع
شمارهٔ ۵۱۸
که عالم نیست خالی از وقایع
شمارهٔ ۵۱۹
کار من داشتی هزار فروغ
شمارهٔ ۵۲۰
مدح کسی که هست بدو هجو هم دریغ
شمارهٔ ۵۲۱
بود حالم و بالم از وی با رفاغ و با فراغ
شمارهٔ ۵۲۲
رسدت نان بتره تره بدوغ
شمارهٔ ۵۲۳
صرفه میکن گاهگاهی در صروف
شمارهٔ ۵۲۴
اسم فاعل اسم مفعول و مشبه جمع و وقف
شمارهٔ ۵۲۵
گفت دانائی بفرزند خلف
شمارهٔ ۵۲۶
نشستن ببزم طرب با حریف
شمارهٔ ۵۲۷
عجب مدار که خواهم برینت داد وقوف
شمارهٔ ۵۲۸
باشد گشاده سوی مراد دلش طریق