دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۵۲۹
کین هر دو کنند جمع تفریق
شمارهٔ ۵۳۰
دو کار پیشه کن اینت مکارم اخلاق
شمارهٔ ۵۳۱
ترا خود وجه نان خوردن رساند قادر مطلق
شمارهٔ ۵۳۲
که با کینه جفت است و با مهر طاق
شمارهٔ ۵۳۳
از فراق افضل آفاق و یار اشتیاق
شمارهٔ ۵۳۴
که خرد بر سپه هستی تو هست یزک
شمارهٔ ۵۳۵
همه چستند و چابک و چالاک
شمارهٔ ۵۳۶
که ای بر ملک دانش گشته مالک
شمارهٔ ۵۳۷
کند با زندگان عهد خود جنگ
شمارهٔ ۵۳۸
نشنیده ئی که میوه نروید ز چوب خشک
شمارهٔ ۵۳۹
ورچه سرگشته بود گرد زمین همچو فلک
شمارهٔ ۵۴۰
نیکبخت آنکس که چون بنیوشد آرد در عمل
شمارهٔ ۵۴۱
ولیکن صابری کاریست مشکل
شمارهٔ ۵۴۲
افراشته ز رای تو شد رایت کمال
شمارهٔ ۵۴۳
آنرا که غمش نهند بر دل
شمارهٔ ۵۴۴
پس چرا باید که باشد یکدمت پروای قال
شمارهٔ ۵۴۵
دار پنهان بدانمثابه که دل
شمارهٔ ۵۴۶
خیز کاین خوابگه بیخبرانست ایدل
شمارهٔ ۵۴۷
گر آگاه گردی ز حال مآل
شمارهٔ ۵۴۸
از رشک گفته هام که سحری بود حلال
شمارهٔ ۵۴۹
تأمل کن تامل کن تامل
شمارهٔ ۵۵۰
کآیدت نیک پیش در همه حال
شمارهٔ ۵۵۱
که بگذری سوی آن اختر سپهر جلال
شمارهٔ ۵۵۲
صبور باش چه دانی نکو شود ایدل