دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۵۷۷
هر که در کارها چه بیش و چه کم
شمارهٔ ۵۷۸
وز سفر کان بحقیقت سقرست آزادم
شمارهٔ ۵۷۹
بیشتر با زر و سیم و با درم میبینم
شمارهٔ ۵۸۰
اگر هزار بد آید ازو فرا پیشم
شمارهٔ ۵۸۱
مپرس کز غم تو حال بر چه سان دارم
شمارهٔ ۵۸۲
درون پرده ارحام صورت اجسام
شمارهٔ ۵۸۳
که چون واقف شود از حال زارم
شمارهٔ ۵۸۴
کیست آن کو را توان از خسروان گفتن کریم
شمارهٔ ۵۸۵
ما از جفای چرخ و غم دهر فارغیم
شمارهٔ ۵۸۶
که حوراشان بپروردست در آغوش و رضوان هم
شمارهٔ ۵۸۷
گنجای نبی نی ولی نی و ملک هم
شمارهٔ ۵۸۸
گهر فشاند بساحل برای تربیتم
شمارهٔ ۵۸۹
داشتندی درین سرای آرام
شمارهٔ ۵۹۰
که ای کشیده به عمر دراز آزارم
شمارهٔ ۵۹۱
خود چه میگویم ز دل صد رنج بر جان داشتم
شمارهٔ ۵۹۲
بالرفا و البنین همی گویم
شمارهٔ ۵۹۳
پروین صفت بریدن پیوندشان ز هم
شمارهٔ ۵۹۴
نه مردمم اگر از مردمی اثر دیدم
شمارهٔ ۵۹۵
ز بد کردار و نیکوکار جز نام
شمارهٔ ۵۹۶
رخت بربست بایدت ناکام
شمارهٔ ۵۹۷
گفتار سرد حاجب و دربان شنیدنم
شمارهٔ ۵۹۸
یک رهی عرض کردم و رفتم
شمارهٔ ۵۹۹
توئی ز راه حقیقت خلاصه ایام
شمارهٔ ۶۰۰
تا شود کار خسروی بنظام