دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۶۹۷
که آری بلا بر سر خویشتن
شمارهٔ ۶۹۸
چو هست بر همه آفاق مهر او روشن
شمارهٔ ۶۹۹
باده خوشگوار نوشیدن
شمارهٔ ۷۰۰
براستی که نیم کج طریق چون فرزین
شمارهٔ ۷۰۱
از همت بلند نشاید بکاستن
شمارهٔ ۷۰۲
پس بدانقدر دوستی میکن
شمارهٔ ۷۰۳
پای زشت او و گنداییش بین
شمارهٔ ۷۰۴
بکرم بندگی من برسان
شمارهٔ ۷۰۵
روز قوت فروتنی کردن
شمارهٔ ۷۰۶
مار را چون دم زدی هم بایدش سر کوفتن
شمارهٔ ۷۰۷
قدر آن گر شناخت افزون کن
شمارهٔ ۷۰۸
راست همچون مناره برفین
شمارهٔ ۷۰۹
وانکه زید با تو کم کم ز کمش فرض کن
شمارهٔ ۷۱۰
تیر از کمین گشاد و فروبست کار من
شمارهٔ ۷۱۱
چون کنی رای مهمی تجربت از پیش کن
شمارهٔ ۷۱۲
کاندر همه عالم چه به ای سام نریمان
شمارهٔ ۷۱۳
اگر یاری دهی مانند عثمان
شمارهٔ ۷۱۴
از میان جان و دل شد بنده احسان تو
شمارهٔ ۷۱۵
از برای بندگی کمترین هندوی تو
شمارهٔ ۷۱۶
ای برونق کار دین از رای ملک آرای تو
شمارهٔ ۷۱۷
نیکو شود بصبر سرانجام کار تو
شمارهٔ ۷۱۸
که نبینی به وجود آمده ناحقتر از او
شمارهٔ ۷۱۹
که پسندیده دار عادت و خو
شمارهٔ ۷۲۰
نیک بد حال گشتم از فن تو