دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۷۴۵
کرد فرد از جماعتی انبوه
شمارهٔ ۷۴۶
برو دراهم معدوده جوی نو سکه
شمارهٔ ۷۴۷
ای همه کار هات شایسته
شمارهٔ ۷۴۸
ز من دریغ نمیداشت پند پیرانه
شمارهٔ ۷۴۹
مقام برتر کیوان فروترین پایه
شمارهٔ ۷۵۰
روزگارت زو شود هر هفته و هر ماه به
شمارهٔ ۷۵۱
توئی که هست فضایل ترا و همتانه
شمارهٔ ۷۵۲
سیم حاصل میکند بیفائده
شمارهٔ ۷۵۳
صبور باش چه دانی نکو شود ناگاه
شمارهٔ ۷۵۴
ازین بخت سیه روز و ازین گردون پیروزه
شمارهٔ ۷۵۵
با کناری شد از میان گروه
شمارهٔ ۷۵۶
خواند فصلی ستوده که و مه
شمارهٔ ۷۵۷
دیدم نشان مرگ در آنجا معاینه
شمارهٔ ۷۵۸
سپهر کشور داد و دهش سپاهانشاه
شمارهٔ ۷۵۹
به سان مردم یکی فن کسیت همتا نه
شمارهٔ ۷۶۰
ای بذاتت هنر و فضل تولا کرده
شمارهٔ ۷۶۱
ای ز رفعت خاک پایت افسر خورشید و ماه
شمارهٔ ۷۶۲
مهترانرا داد دادی داد این کهتر بده
شمارهٔ ۷۶۳
خود بدانی چو در آن صرف کنی اندیشه
شمارهٔ ۷۶۴
بود مر مهتران را کار و پیشه
شمارهٔ ۷۶۵
بودند با هم از پی آن در مطاعنه
شمارهٔ ۷۶۶
رهروان عالم علوی هدایت یافته
شمارهٔ ۷۶۷
بر خط و قول خود گرفت گواه
شمارهٔ ۷۶۸
بر مطلب و مقاصد خود کامران شده