دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
گر حال نیک خواهی فرزند را همیشهآموزش ای برادر قرآن و خط و پیشه
منت خدایرا که مرا داد خاطریبر اختراع بکر معانی گماشته
میدهد گردون بهر نا مستحقی بهره هاز آنچه دریا پرورش دادست و کان اندوخته
مکروه طبعت آنچه شود واقع ایحکیمخوردن غمش یکیست ز غمهای زایده
میار فخر باستاد و شیخ و جد و پدرکه بوده علم و عملشان همه پسندیده
مرا دو بال بکردار مرغ اگر بودیگشادمی بجنابت طریق بسته شده
من نخواهم خرید کبر کسیکاولش نطفه ئی بود مذره
ای زده صد طعنه شمع روی تو بر مشعلهآتش افتاده ز تاب عارضت در مشعله
ابن یمین منم که بآیات بیناتدر ملک نظم کرده ام اثبات داوری
اگر من پنج روزی بالضرورهبراه ناسزائی میزدم پی
الا ای نسیم صبا از ره لطفگذر کن بخاک در شهریاری
الهی زبان مرا در سخنروان دار پیوسته بر راستی
ای دل برو مقلد احکام شرع باشکز یمن آن به عالم تحقیق وارسی
ای دل ز پی جهان چه پوییوز زحمت جسم و جان چه جویی
اگرچه رزق مقسوم است میجویکه خوش فرمود این معنی معزی
آخر کری کند که ز بهر دو روزه عمرمغرور جاه و نعمت دنیا شود کسی
ای خردمند اگر همی خواهیکه شوی شهره در نکو کاری
اگر خاطرت میل کاری کندکزان کار داری امید بهی
ای پیک پی خجسته نسیم سحرگهیلطفی کن از برای دل خسته رهی
ای باد خوش نفس گذری کن ز راه لطفبر خاک در گهی ز فلک جسته برتری
ایدل ار داری هوای سروری پاشنده باشبر جهان ابراز چه سرور باشد از پاشندگی
از من که میبرد سوی دستور خافقینرمزی در آن شکایت ایام منطوی
اوستاد شعر ابن یمینست امروزکه بشاگردی او گشته عطارد راضی
انقدر از متاع دنیاویکه کفاف تو باشد ار طلبی