دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۹۷
ز الفاظ فارسی بشنو زان که مبهم است
شمارهٔ ۹۸
توئی که کس ز تو شد هر که در زمانه کس است
شمارهٔ ۹۹
یقین میدان درینمعنی شکی نیست
شمارهٔ ۱۰۰
در ملک ریزه ئی که بدانم تعیش است
شمارهٔ ۱۰۱
گفتار چنانهاست که شایسته و زیباست
شمارهٔ ۱۰۲
کسیکه پیرو گفتار مردم داناست
شمارهٔ ۱۰۳
زیرا که تازه کردن غم کار عقل نیست
شمارهٔ ۱۰۴
زانکه هرکس را که اندروی گریخت
شمارهٔ ۱۰۵
که فلانکس بفسق ممتازست
شمارهٔ ۱۰۶
جز جفا و ستم و حیله عیانست که نیست
شمارهٔ ۱۰۷
مهره عقل از وجودش دائم اندر ششدرست
شمارهٔ ۱۰۸
تا بدانی که هر یکی چونست
شمارهٔ ۱۰۹
بروز ازل اندر افکند خشت
شمارهٔ ۱۱۰
نزد خاصان رسوم و عاداتست
شمارهٔ ۱۱۱
بشنو که بشنود سخن هر که عاقل است
شمارهٔ ۱۱۲
پدر من وزیر خان بودست
شمارهٔ ۱۱۳
که دلم هیچ راز ازو ننهفت
شمارهٔ ۱۱۴
گاه صید باز سیمین طبل ساخت
شمارهٔ ۱۱۵
وین سعادت ز در مردم هرجائی نیست
شمارهٔ ۱۱۶
نعمتی هست و جیق و واقی نیست
شمارهٔ ۱۱۷
بس زود گشت گر چه که آنهم تباه نیست
شمارهٔ ۱۱۸
یاد گیر از من که این نزد افاضل مبهم است
شمارهٔ ۱۱۹
ساعتی بیش و لحظه ئی پس نیست
شمارهٔ ۱۲۰
از گدا طبعی خویشت هوس خواستن است