دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۷۳
گو فرامش کردن از ما شرط نیست
شمارهٔ ۷۴
کز کائنات قبله بگزیده منست
شمارهٔ ۷۵
معتکف باش تا ندانندت
شمارهٔ ۷۶
باشد که آوریش بهر حیلتی بدست
شمارهٔ ۷۷
حلقه بگوش دنیی نا پایدار نیست
شمارهٔ ۷۸
طمطراق خواجگی روزی سه چاری بیش نیست
شمارهٔ ۷۹
ارباب شرف را چو شما راهبری نیست
شمارهٔ ۸۰
کانکس که فاضلست بگیتی مسو دست
شمارهٔ ۸۱
بدرگاه ایزد پناهد دلت
شمارهٔ ۸۲
که گر چه هیچ نداری بزرگ دارندت
شمارهٔ ۸۳
که چاکر بس که اینجا بینوا زیست
شمارهٔ ۸۴
که چون فردوس اعلی دلگشایست
شمارهٔ ۸۵
چو شاه کوکبه چرخ منزل و مأواست
شمارهٔ ۸۶
هر که بند آرزو بگشاد از دل پادشاست
شمارهٔ ۸۷
ای ز ضعف دل اعتقاد تو سست
شمارهٔ ۸۸
که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست
شمارهٔ ۸۹
گفتم دوای این بکف همت شماست
شمارهٔ ۹۰
در انتساب حسینی و سیرتش حسن است
شمارهٔ ۹۱
خرد نداشت کسی کو بدیگری بگذاشت
شمارهٔ ۹۲
خموشی به بسیار از آن بهترست
شمارهٔ ۹۳
تو راست باش که هر دولتی که هست تراست
شمارهٔ ۹۴
خاصه از ناکس که آن عین خطاست
شمارهٔ ۹۵
هر که دارد توشه ئی او را امید مخرجست
شمارهٔ ۹۶
گفت آنکو ز حالت آگاهست