دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۴۵
هیچ دانی بخوشی بر چه مثال افتادست
شمارهٔ ۱۴۶
کو دل ازاده ئی کز دست او مجروح نیست
شمارهٔ ۱۴۷
تایب شده یکباره ز چیزیکه حرام است
شمارهٔ ۱۴۸
که دنیا و دین را درم یاورست
شمارهٔ ۱۴۹
کند بر سریر شرف سلطنت
شمارهٔ ۱۵۰
یکبارگی مرا ز خاطر عاطر گذاشتست
شمارهٔ ۱۵۱
کاندر نهاد گرگ شبانی میش نیست
شمارهٔ ۱۵۲
چون کهن شد ز دردمندانست
شمارهٔ ۱۵۳
هر چند نظم حال تو بی اختلال نیست
شمارهٔ ۱۵۴
نیم آزاده گرم بر دل از آن باری هست
شمارهٔ ۱۵۵
مخور اندوه آن که چیزی نیست
شمارهٔ ۱۵۶
باید که همچو قطب نمائی در آن ثبات
شمارهٔ ۱۵۷
صورتت خوب و سیرتت نیکوست
شمارهٔ ۱۵۸
که عجائب درو فراوانست
شمارهٔ ۱۵۹
گر چه خوشگوی و عاقل و داناست
شمارهٔ ۱۶۰
کانرا چو دور او سرو پائی پدید نیست
شمارهٔ ۱۶۱
هیچ دانی که حال او چونست
شمارهٔ ۱۶۲
هر زمانی دو صد فتوحم نیست
شمارهٔ ۱۶۳
که با جلالت قدرش سپهر اعلا نیست
شمارهٔ ۱۶۴
از برای آنک دارند از دگر کس عاریت
شمارهٔ ۱۶۵
کز آواز او عقل مدهوش گشت
شمارهٔ ۱۶۶
شهره گشته بآش پختن کست
شمارهٔ ۱۶۷
هزار و یک چو بشماری صفاتست
شمارهٔ ۱۶۸
تا بآخر خبرم شد که ز نفعش ضررست