دفتر شعر
۸۸۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۶۹
بدست آورم از ره دهقنت
شمارهٔ ۱۷۰
ناید بیان حالت آنهم بشرح راست
شمارهٔ ۱۷۱
چه نقصان رسد زان بمعنی راست
شمارهٔ ۱۷۲
مغزست نزد مردم دانا هنر نه پوست
شمارهٔ ۱۷۳
همین ره گرت مردی و مردمیست
شمارهٔ ۱۷۴
بحضور عم و خال و پدر و مادر نیست
شمارهٔ ۱۷۵
هر که در عقل او قصوری نیست
شمارهٔ ۱۷۶
که منصبی که مرا هست هیچکس را نیست
شمارهٔ ۱۷۷
توئی که ذات تو مقصود از سه مولودست
شمارهٔ ۱۷۸
در پیش رای انورت از ذره کمترست
شمارهٔ ۱۷۹
بضرورت به دیگران بگذاشت
شمارهٔ ۱۸۰
صید دیگر کند بقوت بخت
شمارهٔ ۱۸۱
گلبن باغ دولتش بشکفت
شمارهٔ ۱۸۲
در دل از مهر حق چراع افروخت
شمارهٔ ۱۸۳
گر گدائی و گر شهناهیست
شمارهٔ ۱۸۴
که ترا طعنه زند کس که فلان متلافست
شمارهٔ ۱۸۵
زین بس ملول حال بدان سخت مایل است
شمارهٔ ۱۸۶
از سر خوان لئیمان دست کوته کردنست
شمارهٔ ۱۸۷
هیچ از نصاب عقل مر او را نصیب نیست
شمارهٔ ۱۸۸
که هر کس مر او را خریدار نیست
شمارهٔ ۱۸۹
ذات ایزد را بلا اشباه گفت
شمارهٔ ۱۹۰
ولیک هیچ کسش در جهان ندارد دوست
شمارهٔ ۱۹۱
آنکه یابد ملک ازو همچون تن از جان تربیت
شمارهٔ ۱۹۲
کاندر او دلخستهای یک دم برآساید ز رنج