دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۶۵
جان از سر مستی بخروش آمده بود
شمارهٔ ۲۶۶
از دیده من گوهر غلطان افتاد
شمارهٔ ۲۶۷
چون لاله بعنبر رخت آراسته شد
شمارهٔ ۲۶۸
کرد از تو حجاب و روی در پرده کشید
شمارهٔ ۲۶۹
وز آخرت الا خبری نیست پدید
شمارهٔ ۲۷۰
چشم بد از و دور که دلخواه کشید
شمارهٔ ۲۷۱
چون کوف بود که قصد شهباز کند
شمارهٔ ۲۷۲
نازکتر از انحلقه آن گوش که دید
شمارهٔ ۲۷۳
خوشتر ز غمت همنفسی راست نکرد
شمارهٔ ۲۷۴
کی وصل تو بینم چو مرا عین نماند
شمارهٔ ۲۷۵
و اندر پی آن رخ نماید برود
شمارهٔ ۲۷۶
مه کرد طلوع و نور بر نور فزود
شمارهٔ ۲۷۷
آزرده دل و خسته تنم میدارد
شمارهٔ ۲۷۸
کین دور وجود بینهایت باشد
شمارهٔ ۲۷۹
شد حاصل عمر او بگیتی همه سود
شمارهٔ ۲۸۰
دل ابن یمین همیشه خالی دارد
شمارهٔ ۲۸۱
روزی کرمت هم دهدم آخر یاد
شمارهٔ ۲۸۲
یکدم نگذشت تا دو صد جور نکرد
شمارهٔ ۲۸۳
درد دل ما عین دوا خواهد بود
شمارهٔ ۲۸۴
با نیک و بد جهان چکارم باشد
شمارهٔ ۲۸۵
باید همه نیک گوید و کم گوید
شمارهٔ ۲۸۶
وز غایت خود کس نرود پیش بجهد
شمارهٔ ۲۸۷
دردیست که بی مایه درمان باشد
شمارهٔ ۲۸۸
ور همچو بنات نعشمان ز هم بپراکند