دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۸۹
باید که دمی بی صنمی ننشیند
شمارهٔ ۲۹۰
وازاد بدل بر نهد از بنده حسد
شمارهٔ ۲۹۱
وز جمله جواهر بجز ازریز نماند
شمارهٔ ۲۹۲
کس جفت طرب در خم این طاق نماند
شمارهٔ ۲۹۳
هر دم بغمی تازه ترم بسپارد
شمارهٔ ۲۹۴
جانست از انش نتوان آسان دید
شمارهٔ ۲۹۵
یکروز بشب نشد که صد جور نکرد
شمارهٔ ۲۹۶
شربت ز کف حور بمنت نچشد
شمارهٔ ۲۹۷
زان شاخ امید دل من بار نداد
شمارهٔ ۲۹۸
وندر طلبت ز دیده بیرون نشود
شمارهٔ ۲۹۹
بر پیکر خاکی در ادبار گشاد
شمارهٔ ۳۰۰
در معجز عیسی ید بیضا بنمود
شمارهٔ ۳۰۱
وان حسن که دیده ئی بانجام رسید
شمارهٔ ۳۰۲
در پرده غم شادی دل پنهان شد
شمارهٔ ۳۰۳
از فعل بد باده برون میآید
شمارهٔ ۳۰۴
کاندیشه نمیکنی تو از وعد و وعید
شمارهٔ ۳۰۵
بفروخت جهان را و بدان فقر خرید
شمارهٔ ۳۰۶
وانکو ببدی خود گرفتار بود
شمارهٔ ۳۰۷
جز خار مدانش ار چه گلدسته بود
شمارهٔ ۳۰۸
وین قاعده غیر بختیاری ننهاد
شمارهٔ ۳۰۹
خالی که میانه دو ابروت فتاد
شمارهٔ ۳۱۰
زین درد که بر دل رهی میآید
شمارهٔ ۳۱۱
صد شیفته بر هر سر کوئی دارد
شمارهٔ ۳۱۲
در پاش فکندی سرو او یار نبود