دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۳۸۵
چون دید مرا بسته غمهاش هنوز
شمارهٔ ۳۸۶
نو شد بجهان قصه محمود و ایاز
شمارهٔ ۳۸۷
در ناز و نعیم غرقه اند آز و نیاز
شمارهٔ ۳۸۸
کی طالع دلبری ز حسنت پیروز
شمارهٔ ۳۸۹
عمری چپ و راست گشتم و شیب و فراز
شمارهٔ ۳۹۰
کز باد اجل فروشد آنشمع طراز
شمارهٔ ۳۹۱
تا با تو بگوید سخن از پرده راز
شمارهٔ ۳۹۲
نا دیده تمام رنگ تو دیده هنوز
شمارهٔ ۳۹۳
آراسته ئی بسنبل عنبر بیز
شمارهٔ ۳۹۴
گشتم نفسی بنرد بازی دمساز
شمارهٔ ۳۹۵
وی نام تو صیقل زبان همه کس
شمارهٔ ۳۹۶
بوسیدمش آن لب چو عناب به ترس
شمارهٔ ۳۹۷
درج گهر ثمینش گوید همه کس
شمارهٔ ۳۹۸
وان میکشم از هجر تو بر جان که مپرس
شمارهٔ ۳۹۹
سر چشمه نور همچو این زرین طاس
شمارهٔ ۴۰۰
یک بار دگر عشق نهادیم اساس
شمارهٔ ۴۰۱
ناید بگه کار چناری از خس
شمارهٔ ۴۰۲
یاری کن و احوال دل یاران پرس
شمارهٔ ۴۰۳
صد بوسه نهی ازین رهی بر دستش
شمارهٔ ۴۰۴
در دست اجل موی کشان باد سرش
شمارهٔ ۴۰۵
وی در سرم از زلف تو سودائی خوش
شمارهٔ ۴۰۶
وی همچو قمر عارض رنگین تو خوش
شمارهٔ ۴۰۷
چون عقل ز کژ ر وی منزه میباش
شمارهٔ ۴۰۸
تا بتوانی سخن مگوی از کم و بیش