دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۳۳
بد بود که افتاد تو را رای عراق
شمارهٔ ۴۳۴
بر جمله جهان جسته بهر کار سبق
شمارهٔ ۴۳۵
دانی بچه ماند ایدل با فرهنگ
شمارهٔ ۴۳۶
وز خلق زمانه بهگزینست فلک
شمارهٔ ۴۳۷
چون ماند بوارثان چه یاقوت و چه سنگ
شمارهٔ ۴۳۸
کار من دلخسته بسازد چون چنگ
شمارهٔ ۴۳۹
لیکن بر اهل عصر چه مشک و چه پشک
شمارهٔ ۴۴۰
عقل تو مرا داده نشان همه فضل
شمارهٔ ۴۴۱
میکرد به هر گوشه چو فرزین تحویل
شمارهٔ ۴۴۲
وز دشمن خویش دوست بر ساز ایدل
شمارهٔ ۴۴۳
حالی عجب افتاد و چگویم که چه حال
شمارهٔ ۴۴۴
پروانهصفت فتاد بر شمع چِگِل
شمارهٔ ۴۴۵
آلود به گل عارض چون ماه چگل
شمارهٔ ۴۴۶
گویند رهد مردم فرزانه به عقل
شمارهٔ ۴۴۷
کاو کس که از آنجهان رسیدهست ایدل؟
شمارهٔ ۴۴۸
ناآمده را غم نخورد مردم اهل
شمارهٔ ۴۴۹
ناگشته بجز حسرت و ارمان حاصل
شمارهٔ ۴۵۰
نزدیک رسید و دیده در خواب و خیال
شمارهٔ ۴۵۱
دیدست رخ انصنم زهره جمال
شمارهٔ ۴۵۲
هم بسته آنزلف سیه دارم دل
شمارهٔ ۴۵۳
هرگز نکنی یاد من مسکین حال
شمارهٔ ۴۵۴
بیمل نتوان برد بسر موسم گل
شمارهٔ ۴۵۵
کآن صورت زیبا ز چه آبست وز گل
شمارهٔ ۴۵۶
تذکیر همیگفت بصد غنج و دلال