دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۵۷
پروانه نور میبرد شمع چکل
شمارهٔ ۴۵۸
زو رفته بهر سوی هزاران جدوال
شمارهٔ ۴۵۹
مالی که ترا می نکند نیکو حال
شمارهٔ ۴۶۰
و اندر دهنت سخن بود تنگ مجال
شمارهٔ ۴۶۱
خالی بمیانه دو ابرو و چه خال
شمارهٔ ۴۶۲
حالی که نماند بر فرزانه مجال
شمارهٔ ۴۶۳
بودی ز وصالشان مرادم حاصل
شمارهٔ ۴۶۴
از صدمت غم خسته همی دارد دل
شمارهٔ ۴۶۵
فارغ شده از نیک و بد اهل جدال
شمارهٔ ۴۶۶
امید بنا آمده باشد ز خیال
شمارهٔ ۴۶۷
وز غایت نازکی روانش گفتیم
شمارهٔ ۴۶۸
جامی ز کفش خوردم و از دست شدم
شمارهٔ ۴۶۹
خوشباش که ناخوش نبود محنت عام
شمارهٔ ۴۷۰
وی لاله نو شکفته در داغ دلم
شمارهٔ ۴۷۱
تا بو که رخی با رخ زیبات کنیم
شمارهٔ ۴۷۲
زنهار وبهش تانروی سوی بتم
شمارهٔ ۴۷۳
دندان تو در آبدار چشمم
شمارهٔ ۴۷۴
وز بند غم زمانه ازاد شویم
شمارهٔ ۴۷۵
واندر پی کام دل قدمها زده ایم
شمارهٔ ۴۷۶
کردند نکاح دختر کرم حرام
شمارهٔ ۴۷۷
او با من و من جمله جهان میجویم
شمارهٔ ۴۷۸
دریاب که شد گرچه نهان میدارم
شمارهٔ ۴۷۹
و افکنده سر زلف تو بر پای دلم
شمارهٔ ۴۸۰
چون شیر بصید کردنش میکوشم