دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۸۱
چون قطره اشک بر رخ زرد یتیم
شمارهٔ ۴۸۲
وز دیده چو اشک اگر فشاند خونم
شمارهٔ ۴۸۳
پنداشت مگر که هست در جام میم
شمارهٔ ۴۸۴
عشق کهنش ز نو غمی میدهدم
شمارهٔ ۴۸۵
طاقم ز نشاط دل و با غم جفتم
شمارهٔ ۴۸۶
گوی از همه شاطران بدر برد دلم
شمارهٔ ۴۸۷
بر جان غم غرق و زحمت پرندهم
شمارهٔ ۴۸۸
ایحاصل عمر و زبده آب و گلم
شمارهٔ ۴۸۹
وز دشمن و حاسد نه نشان باد و نه نام
شمارهٔ ۴۹۰
فرمود بحفظ چار در چار مقام
شمارهٔ ۴۹۱
در راه طلب روان بهر سو مائیم
شمارهٔ ۴۹۲
میبازم و با او بخوشی میسازم
شمارهٔ ۴۹۳
عاشق نیم ارانک دمی خوش زده ام
شمارهٔ ۴۹۴
هر لحظه بود شوق رخت بیشترم
شمارهٔ ۴۹۵
هم شکر خدایرا که اگاه شدیم
شمارهٔ ۴۹۶
تشنه جگرم آب زلالی یابم
شمارهٔ ۴۹۷
غمهای جهان جمله فراموش کنیم
شمارهٔ ۴۹۸
مقصود توئی ز هستی آب و گلم
شمارهٔ ۴۹۹
باید که ملامت نکند شیخ و امام
شمارهٔ ۵۰۰
یک بوس ترابها روانی بدهم
شمارهٔ ۵۰۱
خود را بمراد دل ندیمت بینم
شمارهٔ ۵۰۲
بو تا نشویم از غم ایام دژم
شمارهٔ ۵۰۳
بر ما چه ملامت چو برآن مرزوقیم
شمارهٔ ۵۰۴
کارام دل و راحت جان میخواهم