دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۵۰۵
در بزم وصال یار محرم مائیم
شمارهٔ ۵۰۶
درمان دلم کن که دل افکار توام
شمارهٔ ۵۰۷
می گر شود آب زندگانی نخورم
شمارهٔ ۵۰۸
وز خوی بدت بیسرو بی سامانم
شمارهٔ ۵۰۹
بالای ترا سرو سمن میکویم
شمارهٔ ۵۱۰
صد موکبه غم بر پی صد موکب غم
شمارهٔ ۵۱۱
مشهور جهان چون خضر و الیاسیم
شمارهٔ ۵۱۲
تا کی طلبد نرگست آزار دلم
شمارهٔ ۵۱۳
بی او نفسی ندارد آرام دلم
شمارهٔ ۵۱۴
گفتم که نمایم بمکافات قیام
شمارهٔ ۵۱۵
بودی هوس مشغله و شور و شرم
شمارهٔ ۵۱۶
معنیم یکی و در هزاران صورم
شمارهٔ ۵۱۷
وافشاند سرشک همچو عناب از چشم
شمارهٔ ۵۱۸
نی تیره در این زمانه نه روشن مائیم
شمارهٔ ۵۱۹
از روی حقیقت بجز ازیار نه ایم
شمارهٔ ۵۲۰
با یار همیشه شاد و خرم مائیم
شمارهٔ ۵۲۱
آن نی که گهی یار نوازد مائیم
شمارهٔ ۵۲۲
گه بوی خوشت ز برگ سنبل طلبیم
شمارهٔ ۵۲۳
الفت ز که مردمی کجا دوست کدام
شمارهٔ ۵۲۴
آخر چه کنی از گل خود روی نهان
شمارهٔ ۵۲۵
خو را و مرا سخره ایام مکن
شمارهٔ ۵۲۶
میکرد ازو کلاغ پرواز ستان
شمارهٔ ۵۲۷
پروانه شمع رخ تو طوطی جان
شمارهٔ ۵۲۸
جانرا بغم بیخردی فرسودن