دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۹۷
خالیست که بدحالی مرد و زن ازوست
شمارهٔ ۹۸
بر من ز فراق یار دانی چه گذشت
شمارهٔ ۹۹
بیمنت سرمه چشم مستت سهیست
شمارهٔ ۱۰۰
هجران تو رهزن بقا چون اجل است
شمارهٔ ۱۰۱
کس را چه خبر که هست یا نی دهنت
شمارهٔ ۱۰۲
با پسته شورت بشکر حاجت نیست
شمارهٔ ۱۰۳
یکذره ترا رحمت و دلسوزی نیست
شمارهٔ ۱۰۴
سلطان وقت خویشی و سلطان گدای تست
شمارهٔ ۱۰۵
بلبل ز گلستان بسوی خار گذشت
شمارهٔ ۱۰۶
واندر قفس جهان هم آواز نیافت
شمارهٔ ۱۰۷
و آن نیز بخاک رفت کز باد بزیست
شمارهٔ ۱۰۸
گر نرد ندیمانه نبازیم بهست
شمارهٔ ۱۰۹
بر جان ز حوادث المی نیست که نیست
شمارهٔ ۱۱۰
درد دل آزرده ز درمان بگذشت
شمارهٔ ۱۱۱
از جمله شهان اگر همیپرسی راست
شمارهٔ ۱۱۲
جرمی چو نکردیم چرا ببریدست
شمارهٔ ۱۱۳
ما را چو سپاهیان نظر برقوس است
شمارهٔ ۱۱۴
و آنماه شب چارده ز من بیخبرست
شمارهٔ ۱۱۵
بیخوابم از اندیشه روی چو خورت
شمارهٔ ۱۱۶
بر حسن هزار مهر پرگار ز دست
شمارهٔ ۱۱۷
هرگز نشوم بر حذر از چشم خوشت
شمارهٔ ۱۱۸
عشاق تو کردند صفتهاش اثبات
شمارهٔ ۱۱۹
در دیده من نقش خیال تو نشست
شمارهٔ ۱۲۰
وز تن نشود منقطع اسباب حیات