دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۲۱
با خواجه شهاب دین بگورست و درست
شمارهٔ ۱۲۲
سودی نکند بکثرت و تفریدت
شمارهٔ ۱۲۳
احوال کسی شناختن دشوارست
شمارهٔ ۱۲۴
کام دل این شیفتگان ناکامیست
شمارهٔ ۱۲۵
بر شاخ مراد خویشتن بارت نیست
شمارهٔ ۱۲۶
جز صبر درینواقعه درمان تو نیست
شمارهٔ ۱۲۷
بحریست کفش که موج آن جمله عطاست
شمارهٔ ۱۲۸
وز لطف تو درد همکنان درمان یافت
شمارهٔ ۱۲۹
جان نیز بران عزیمت از جای بجست
شمارهٔ ۱۳۰
بویت زدم نافه تاتار بهست
شمارهٔ ۱۳۱
و اندیشه این راه درازت ز چه خاست
شمارهٔ ۱۳۲
لیکن بنقطه ئی ز عبادت زیادتست
شمارهٔ ۱۳۳
نقاش الست بیتو آن نقش ببست
شمارهٔ ۱۳۴
تا باز رهم ز طعنه دشمن و دوست
شمارهٔ ۱۳۵
در بادیه شرک اسیر شرکیست
شمارهٔ ۱۳۶
زانپس بشقاوتش بسی باید زیست
شمارهٔ ۱۳۷
گفتن که بداست کار میخواره خطاست
شمارهٔ ۱۳۸
در عالم توحید دورنگی هیچست
شمارهٔ ۱۳۹
نه بیم ز دوزخ و نه امید بهشت
شمارهٔ ۱۴۰
سر چشمه آب زندگانی دیدست
شمارهٔ ۱۴۱
چون مغز نبیندش خرد در خور پوست
شمارهٔ ۱۴۲
خوشتر ز خوشیش ذوقکی حالی نیست
شمارهٔ ۱۴۳
بالات براستی چو سرو چمن است
شمارهٔ ۱۴۴
در کوی بتان کارگهی میآراست