دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۶۹
ور نیز بدست هم بتقصیر تو نیست
شمارهٔ ۱۷۰
داند همه کس که این ازان بس دورست
شمارهٔ ۱۷۱
زلفین تو زنجیر دل محزونست
شمارهٔ ۱۷۲
سیب ز نخ ساده و شفتالو هست
شمارهٔ ۱۷۳
دارم نظری با تو ولی تنها نیست
شمارهٔ ۱۷۴
ره سوی مراد عاقلان بس دورست
شمارهٔ ۱۷۵
از بهر اقامت اندرو خانه نساخت
شمارهٔ ۱۷۶
قارونش بزر نگه توانستی داشت
شمارهٔ ۱۷۷
خنجر به ازو رستم دستان نزدست
شمارهٔ ۱۷۸
در حال دگر جانت برارد صورت
شمارهٔ ۱۷۹
با نیک و بد جهان ترا کاری نیست
شمارهٔ ۱۸۰
چون در نگری بجملگی پرتو اوست
شمارهٔ ۱۸۱
کاطراف چمن کلبه عطارانست
شمارهٔ ۱۸۲
وز عادت و رسم این جهانی بگذشت
شمارهٔ ۱۸۳
بر آتش می خرمن اندوه بسوخت
شمارهٔ ۱۸۴
این مردم دیده اشکش از سر بگذشت
شمارهٔ ۱۸۵
میگون لب تو لعل درخشان منست
شمارهٔ ۱۸۶
وز هرچه بود پسند ماروت بهست
شمارهٔ ۱۸۷
با مهر تو گر جان بدهم باکی نیست
شمارهٔ ۱۸۸
با چین دو زلفت سخن از مشک خطاست
شمارهٔ ۱۸۹
پیدا ز تو دورم و نهانم بر تست
شمارهٔ ۱۹۰
سرگشته و آشفته چو زلف سیهت
شمارهٔ ۱۹۱
وان قامت چون سرو و رخ چون شمنت
شمارهٔ ۱۹۲
تشبیه کنم زود بسر و وسمنت