دفتر شعر
۶۲۹ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۹۳
جان فتنه آن پسته شکر شکنست
شمارهٔ ۱۹۴
واندر سر هر دو خط کشیدیم و گذشت
شمارهٔ ۱۹۵
وز دست فراقشان به جان نتوان جست
شمارهٔ ۱۹۶
از جیش حبش فتاد بر روم شکست
شمارهٔ ۱۹۷
لیکن رقم سیاه بروی نه بهست
شمارهٔ ۱۹۸
پیکار وی و داوری از حد بکذشت
شمارهٔ ۱۹۹
وز سرو که دهقانش بپیراست بهست
شمارهٔ ۲۰۰
دودیست کز آتش ترت خوش برخاست
شمارهٔ ۲۰۱
واندر ظلمات چون شد آن آبحیات
شمارهٔ ۲۰۲
هندوست و لیک ترکتاز افتادست
شمارهٔ ۲۰۳
کی از سر تو چو موی بر خواهم خاست
شمارهٔ ۲۰۴
نی همچو رخت تازه بهاری دیدست
شمارهٔ ۲۰۵
گفتی که ز گل بنفشه تر برخاست
شمارهٔ ۲۰۶
بر اوج فلک زناز میبودی جفت
شمارهٔ ۲۰۷
بر جبین آفتاب از شرم رویش خوی نشست
شمارهٔ ۲۰۸
دست خرد پیر به ساغر برپیچ
شمارهٔ ۲۰۹
وی لعل تو دادهام زبانها بر هیچ
شمارهٔ ۲۱۰
باشد ز فساد عقل ازو چشم صلاح
شمارهٔ ۲۱۱
وی لعل گهر بار تو پیرایه روح
شمارهٔ ۲۱۲
با دل دهد از زمرد سوده فرح
شمارهٔ ۲۱۳
غرقه شده از رشک تو در خون گل سرخ
شمارهٔ ۲۱۴
همچون تو بتی مادر ایام نزاد
شمارهٔ ۲۱۵
چون قسمت ارزاق خلایق میکرد
شمارهٔ ۲۱۶
دائم ز ویم حال تبه میباشد