دفتر شعر
۲۰۸ شعر در این دفتر
صاحبا عید بر تو خرم بادکل گیتی ترا مسلم باد
هزار سال زیادت بقای خاتون بادمه مبارک روزه برو همایون باد
خدایگانا سال نوت همایون بادهمیشه روز تو چون روز عید میمون باد
صاحبا جنبشت همایون بادعید و نوروز بر تو میمون باد
ملکا مملکت به کام تو بادملک هم نام تو به نام تو باد
خسروا بخت همنشین تو بادمشتری در قران قرین تو باد
ای عید دین و دولت عیدت خجسته بادایامت از حوادث ایام رسته باد
اکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتادآه از حجاب حجرهٔ دل بر در اوفتاد
ای به شاهی ز همه شاهان فردمشتری طلعت و مریخ نبرد
ای نمودار سپهر لاجوردگشته ایمن چون سپهر از گرم و سرد
تا ملک جهان را مدار باشدفرمانده آن شهریار باشد
گر دل و دست بحر و کان باشددل و دست خدایگان باشد
ای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشدروزگارش خط خذلان تا ابد بر سر کشد
خیزید که هنگام صبوح دگر آمدشب رفت و ز مشرق علم صبح برآمد
خدای جل جلاله ز من چنین داندکه هرکه نام خداوند بر زبان راند
در دین چو اعتصام به حبل متین کنندآن به که مطلع سخن از رکن دین کنند
خراب کرد به یکبار بخل کشور جودنماند در صدف مکرمات گوهر جود
هرکرا در دور گردون ذکر مقصد میرودیا سخن در سر این صرح ممرد میرود
طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسیدنطقم به تحفه دادن کون و مکان رسید
شبی گذاشتهام دوش در غم دلبربدان صفت که نه صبحش پدید بد نه سحر
ای به رفعت ز آسمان برترنور رای تو آفتاب دگر
به سمرقند اگر بگذری ای باد سحرنامهٔ اهل خراسان به بر خاقان بر
مست شبانه بودم افتاده بیخبردی در وثاق خویش که دلبر بکوفت در
نماز شام چو کردم بسیج راه سفردرآمد از درم آن سرو قد سیمینبر