دفتر شعر
۲۰۸ شعر در این دفتر
ای به هستی داده گیتی را کمالملک را فرخنده هر روز از تو فال
سایه افکند مه روزه و روز تحویلروز مسعود مبارک مه میمون جلیل
مؤتمن اسعد بن اسماعیلآن به قدر و شرف عدیم عدیل
مبارک باد و میمون باد و خرمهمایون خلعت سلطان عالم
ای زرین نعل آهنین سمای سوسن گوش خیزران دم
ای خنجر مظفر تو پشت ملک عالموی گوهر مطهر تو روی نسل آدم
ای رایت رفیعت بنیاد نظم عالموی گوهر شریفت مقصود نسل آدم
ای کلک تو پشت ملک عالموی روز تو عید دور آدم
ای فخر همه نژاد آدمای سیدهٔ زنان عالم
جرم خورشید دوش چون گه شامسر به مغرب فرو کشید تمام
شرف گوهر اولاد نظامملک را باز شرف داد و نظام
ای گرفته عالم از عدلت نظامای نظام ابن النظام ابن النظام
مملکت را به کلک داد نظامثانی اثنین صدر آل نظام
دوش سلطان چرخ آینه فامآنکه دستور شاه راست غلام
ای به استحقاق شاه شرق را قایم مقاموز قدیمالدهر شاهان پیشوای خاص و عام
مرحبا نو شدن و آمدن عید صیامحبذا واسطهٔ عقد شهور و ایام
تا آمد از عدم به وجود اصل پیکرمجز غم نبود بهره ز چرخ ستمگرم
ای بارگاه صاحب عادل خود این منمکز قربت تو لاف زمین بوس میزنم
من که این صفهٔ همایونمدایهٔ خاک و طفل گردونم
آفرین باد بر چو تو مخدومای نکوسیرت خجسته رسوم
اختیار ملوک هفت اقلیمتاج دین خدای ابراهیم
به حکم دعوی زیج و گواهی تقویمشب چهارم ذی حجهٔ سنهٔ ثامیم
چو شاه زنگ برآورد لشکر از ممکنفرو گشاد سراپرده پادشاه ختن
نماز شام چو خورشید گنبد گردانبه کوه رفت فرود و ز چشم گشت نهان