دفتر شعر
۲۰۸ شعر در این دفتر
سه ماهه فراقت بر اهل خراسانبسی سال بودست آسان و آسان
چون شمع روز روشن از ایوان آسمانناگه در اوفتاد به دریای بیکران
ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهاناز وفاق تست اکنون خلق عالم شادمان
ای ز کلک توراست کار جهانصاحب و صدر و افتخار جهان
درآمد موکب عید همایونکه بر صاحب مبارک باد و میمون
کو آصف جم گو بیا ببینبر تخت سلیمان راستین
آیت مجد آیتی است مبینمنزل اندر نهاد مجدالدین
ای جهان را جمال و جاه تو زیناسم و رسم تو اسم و رسم حسین
و علیک السلام فخر الدینافتخار زمان و فخر زمین
افتخار زمان و فخر زمینبوالمفاخر امیر فخرالدین
ای جهان خاتم جانبخش ترا زیر نگینآسمان را ز جمال تو نظر سوی زمین
صاحب روزگار و صدر زمیننصرت کردگار ناصر دین
ای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکینجاودان منصور بادا رایت طغرل تکین
از در شاهی در طغرل تکینشحنهٔ دین خنجر طغرل تکین
ای باد خاک مرکب گردون شتاب توآتش بخار چشمهٔ تیغ چو آب تو
ای فخر کرده دین خدای از مکان تووی پشت ملک و روی جهان آستان تو
ای شمس دین و شمس فلک آسمان توای صدر ملک و صدر جهان آستان تو
سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاهبه کام باز رسیدی به صدر مسند و گاه
آمد به سلامت بر من ترک من از راهپرداخته از جنگ و برآسوده ز بدخواه
کمال کل ممالک جمال حضرت شاهابوالمحاسن نصر آن نصیر دین اله
جلال صدر وزارت جمال حضرت شاهاجل مفضل کامل کمال دین اله
حبذا بخت مساعد که سوی حضرت شاهمردمی کرد و رهم داد پس از چندین گاه
از محاق قضا برون شد ماهوز عرای خطر برون شد شاه
خاص سلطان علاء دین الهمیر اسحاق صدر مجلس شاه