دفتر شعر
۶۸۳ شعر در این دفتر
دل ما بصد جان طلب کار اوستولی در حقیقت طلب کار اوست
قمری دارم کین چشم نهان خانه اوستدل و جان عاشق آن نرگس مستانه اوست
در سویدای دلم سودای اوستدر دل و جانم تمناهای اوست
سر بلندی بین، که دایم در سرم سودای اوستقیمت هرکس بقدر همت والای اوست
ای دل و دلدار من، راه بوصل از چه روست؟ای بت عیار من، راه بوصل از چه روست؟
آن یار جفا پیشه، که پشتست و پناهستهم پشت و پناه آمد و هم عزت و جاهست
برون ز راه خدا راهرو نه در راهستبرین حدیث که گفتم خدای آگاهست
در فهم همین نکته بسی عزت و جاهستاین نکته که: آن دلبر ما در همه جا هست
زان یار جفا پیشه، که پشتست و پناهستغافل مشو، ای دوست، که آن عین گناهست
مگو ز سختی این ره، چو دوست همراهستمجوی حیله درین ره، که یار آگاهست
هرچند اگر سرخ و سفیدست و سیاهستفی الجمله همه جام شرابات الهست
همچو خورشید، که او را نظری با ما هستیار ما را بحقیقت نظری با ما هست
عاشق قرین مهر و وفا هرکجا که هستعارف قرین صدق و صفا هر کجا که هست
بکوی عاشقان بت خانه ای هستدر آنجا دلبر جانانه ای هست
زان یار سفر کرده کسی را خبری هست؟کان ماه مسافر بهمه کوی و دری هست
براه پیر مغان رو، که راه سرمستیستخلاف پیر مغان ره مرو، که سرپستیست
در جمله ذرات جهان لمعه حسنیستمن با تو بگویم، که ترا پرتو حس نیست
رخسار تو چون آینه صورت و معنیستدر پرتو دیدار تو انوار تجلیست
رخسار تو چون آینه صورت و معنیستدر صبح جبینت همه انوار تجلیست
طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیستنشان عشق نجستن نشان بی طلبیست
چون روی تو ز مصحف تنزیه آیتیستهرجا که آیتیست در آنجا درایتیست
گر جمله تویی تو، نیک و بد چیست؟ور جمله منم، پس این عدد چیست؟
ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟ای دل و دلدار من، نام تو امروز چیست؟
ای دوست، حکایت نهان چیست؟فی الجمله حدیث عاشقان چیست؟