دفتر شعر
۳۴۶ شعر در این دفتر
راستی کن که راستان رستنددر جهان راستان قوی دستند
«اذا السر و الاعلان فی المومن استویفقد عز فی الدارین و استوجب الثناء»
نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهمنه در ذیل وصفش رسد دست فهم
زبان بسیار سر بر باد داده استزبان، سر را عدوی خانه زاد است
تأمل کنان در خطاب و صواببه از ژاژ خایان حاضر جواب
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسی استآن به کزین گریوه سبکبار بگذری
بالای فلک ولایت اوستهستی همه در حمایت اوست
خیال نظر خالی از راه اوز گردندگی دور خرگاه او
تهی دست مردان پرحوصلهبیابان نوردان بی قافله
یک سلامی نشنوی ای مرد دینکه نگیرد آخرت آن آستین