دفتر شعر
۳۴۶ شعر در این دفتر
ز خاک آفریدت خداوند پاکپس ای بنده افتادگی کن چو خاک
به چشم کسان درنیاید کسیکه از خود بزرگی نماید بسی
همی میردت عیسی از لاغریتو در بند آنی که خرپروری
چو انسان نداند بجز خوردن و خوابکدامش فضیلت بود بر دواب
زن و اژدها هر دو در خاک بهجهان پاک ازین هر دو ناپاک به
زن خوب فرمان بر پارساکند مرد درویش را پادشا
ای خداوندان طاق و طمطراقصحبت دنیا نیارزد با فراق
دو روزه عمر اگر دیر است اگر زودچنان کش بگذرانی بگذرد زود
هر که در این بزم مقرب تر استجام بلا بیشترش می دهند
از جمیع این امور، اموری هستند که فهمیدن آنها مشکل است و کسی که طالب مال باشد باید اول تمیز میان نیک و بد این حالت بکند و طریقه نیک آن را پیشنهاد خود سازد تا نجات یابد.