دفتر شعر
۲۶۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۹۷
تو مپندار که از باد هوا می نالد
شمارهٔ ۹۸
عارفانرا در سراندازی صلائی می زند
شمارهٔ ۹۹
شادی آنک نبودم نفسی از وی شاد
شمارهٔ ۱۰۰
از خبر رفتیم و ما را بیخبر بگذاشتند
شمارهٔ ۱۰۱
شمع در پای او سر اندازد
شمارهٔ ۱۰۲
باده چشم عقل میبست و در دل میگشود
شمارهٔ ۱۰۳
وین مرغ فردوس آشیان از باغ رضوان می رسد
شمارهٔ ۱۰۴
وز روز تیره روزان تاریکتر نباشد
شمارهٔ ۱۰۵
راه مودت پایان ندارد
شمارهٔ ۱۰۶
هندوئی چون طره ی پستت بطرّاری که دید
شمارهٔ ۱۰۷
که جز جانان کسی در جان نداند
شمارهٔ ۱۰۸
که عاشق جان بی جانان نخواهد
شمارهٔ ۱۰۹
نقره داران چون نشان زر بطرّاران دهند
شمارهٔ ۱۱۰
سنبل از گل برفکن تا خانه پُرعنبر شود
شمارهٔ ۱۱۱
ناز چه ارزد اگر نیاز نباشد
شمارهٔ ۱۱۲
پای در نه تا سرافرازان سرافرازی کنند
شمارهٔ ۱۱۳
میل خاطر دگر امروز بسوئی دارد
شمارهٔ ۱۱۴
نامه ویس گلندام برامین که برد
شمارهٔ ۱۱۵
مهره حاصل نکند هر که زمار اندیشد
شمارهٔ ۱۱۶
باده ی پخته بدین سوخته ی خام دهید
شمارهٔ ۱۱۷
با باده پرستان بمناجات درآمد
شمارهٔ ۱۱۸
مستست از آن کباب خواهد
شمارهٔ ۱۱۹
از ره میکده بر بام سماوات آیند
شمارهٔ ۱۲۰
زان سرو قد آزاد نشستن که تواند