دفتر شعر
۳۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۱۷
زر شد رخم و نیست ترا بر زر چشم
شمارهٔ ۲۱۸
با خوش نفس روح بپرواز آیم
شمارهٔ ۲۱۹
باشد که بمی ز دست غم جان ببرم
شمارهٔ ۲۲۰
وز بهر دلش ترک جهانی بدهم
شمارهٔ ۲۲۱
از طاعت سی ساله پشیمان گشتیم
شمارهٔ ۲۲۲
شطرنج جفا باخته با من دائم
شمارهٔ ۲۲۳
بر نغمه ی زیر ناله ی زار زنیم
شمارهٔ ۲۲۴
در کوی غمت جامه دران می گردم
شمارهٔ ۲۲۵
کردم دل خسته بر در زنگان گُم
شمارهٔ ۲۲۶
یا آتش سوزنده کز آب اندیشم
شمارهٔ ۲۲۷
گفتم که غمم نمی خوری گفت چه غم
شمارهٔ ۲۲۸
گفتم گه غمت چند خورم گفت چه غم
شمارهٔ ۲۲۹
وی پسته ی تنگ دهنت کام دلم
شمارهٔ ۲۳۰
و اقبال تو همچو ماهِ نو، روز افزون
شمارهٔ ۲۳۱
چون نافه شکم دریده باد از سرکین
شمارهٔ ۲۳۲
بشتاب که رفتند کنون همراهان
شمارهٔ ۲۳۳
گفتم چه بود حال دلم گفت جنون
شمارهٔ ۲۳۴
گفتم که چو قدّم چه بود گفت کمان
شمارهٔ ۲۳۵
گفتم چه نخواهی که دهی گفت امان
شمارهٔ ۲۳۶
داد دل شوریده ز بستان بستان
شمارهٔ ۲۳۷
و آمیخته شور شکرت با گل من
شمارهٔ ۲۳۸
در خسته دلان نگاه ازین به می کن
شمارهٔ ۲۳۹
وی حسن رخت چو مهر من روز افزون
شمارهٔ ۲۴۰
در باغ هنر هزار دستان سخن