دفتر شعر
۳۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۸۹
وی یافته ز انفاس تو عیسی نفسی
شمارهٔ ۲۹۰
داریم باقبال تو دائم شادی
شمارهٔ ۲۹۱
گوئی ز دیار یار ما می آئی
شمارهٔ ۲۹۲
هر ذرّه ی سنگی ز غمت فرهادی
شمارهٔ ۲۹۳
چون سایه روم در بدر و کوی بکوی
شمارهٔ ۲۹۴
بودیم بهر پرده سرا پرده سرای
شمارهٔ ۲۹۵
چون شمع زبان مکش که در دم می ری
شمارهٔ ۲۹۶
یک روز نداد بر در مکنت جای
شمارهٔ ۲۹۷
باید که کمان ابروان زه نکنی
شمارهٔ ۲۹۸
ما را بچه انکار کنی کز مائی
شمارهٔ ۲۹۹
پیوسته می اندار رسن بازانی
شمارهٔ ۳۰۰
در هر طرفی ز نرگست بیماری
شمارهٔ ۳۰۱
این ناز و کرشمه با حریفان تا کی
شمارهٔ ۳۰۲
از مردم چشم من نهان دارد روی
شمارهٔ ۳۰۳
رفتم بچمن چو بلبل شیدائی
شمارهٔ ۳۰۴
زنهار نگیری خر هر خیره سری
شمارهٔ ۳۰۵
زینسان که شدی بر رخ او سودائی
شمارهٔ ۳۰۶
زینگونه جگر خسته ولیکن کیمی
شمارهٔ ۳۰۷
گر بگذری از جهان جهانی ارزی
شمارهٔ ۳۰۸
زلفش همه در بند کمند اندازی