دفتر شعر
۳۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۶۵
ور لاغر عشقت نشود فربه به
شمارهٔ ۲۶۶
پیوند من سوخته بگسیخته ئی
شمارهٔ ۲۶۷
ور زانک مرا بهیچ انگاشته ئی
شمارهٔ ۲۶۸
محروم ز خاک آستانت کیمی
شمارهٔ ۲۶۹
گفتم بنگر گفت که رویم منمای
شمارهٔ ۲۷۰
یا جوهر جان در گهر کان داری
شمارهٔ ۲۷۱
گفتم جانم گفت ز دستم نبری
شمارهٔ ۲۷۲
گفتم شکرت گفت بچشمم خردی
شمارهٔ ۲۷۳
گفتم مردم گفت که نیکو کردی
شمارهٔ ۲۷۴
چون شمع سزد اگر سرش برداری
شمارهٔ ۲۷۵
گفتم چه زند راه دلم گفت که نی
شمارهٔ ۲۷۶
هر چند که در قصد دلی مقصودی
شمارهٔ ۲۷۷
کز صورت حال من نقاب افکندی
شمارهٔ ۲۷۸
زان پرده سرا برون شدم پرده سرای
شمارهٔ ۲۷۹
ور بر سر نطع سرنبازی چه کنی
شمارهٔ ۲۸۰
ور زانک شکن برشکن مو فکنی
شمارهٔ ۲۸۱
تا خون دلم ز دیده باز استادی
شمارهٔ ۲۸۲
نفس فلکی عابد و و معبود توئی
شمارهٔ ۲۸۳
کونین ز بوستان صنع تو خسی
شمارهٔ ۲۸۴
گر خرمن من بسوخت بروی بجوی
شمارهٔ ۲۸۵
ور دست بود هزار دشمن بجوی
شمارهٔ ۲۸۶
با من به سر کرشمه از کبر و منی
شمارهٔ ۲۸۷
می گریم و بر گریه من می خندی
شمارهٔ ۲۸۸
وز بند غم عشق بنان نگریزی