دفتر شعر
۳۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۹۳
وی نام تو سر دفتر دیوان کمال
شمارهٔ ۱۹۴
پیکان غمت گذشته از جوشن دل
شمارهٔ ۱۹۵
در عین خمار چشمش افتاده علیل
شمارهٔ ۱۹۶
دل در سر دیده رفت و جان در سر دل
شمارهٔ ۱۹۷
طاوس حدایق جمالست جمال
شمارهٔ ۱۹۸
گوئی که ندا می زند از خلد بلال
شمارهٔ ۱۹۹
از شعر تو بی بها شود سحر حلال
شمارهٔ ۲۰۰
وی رای تو کشف کرده اسرار کمال
شمارهٔ ۲۰۱
پیوسته چو بخت من نگون باد این دل
شمارهٔ ۲۰۲
وز لفظ تو غرق در عرق آب زلال
شمارهٔ ۲۰۳
خود را برسن بر آتشت می بندم
شمارهٔ ۲۰۴
رخساره بخون دل منقّش داریم
شمارهٔ ۲۰۵
کز دست برون رفت بدستان یارم
شمارهٔ ۲۰۶
از دلبر خود چگونه دل بردارم
شمارهٔ ۲۰۷
بر پای سمند گرم خیز تو نهم
شمارهٔ ۲۰۸
در باغ فرح بلبل خوش دستانیم
شمارهٔ ۲۰۹
یک یک همه چون آب فروخواند چشم
شمارهٔ ۲۱۰
وین بس بود از سخنوری تو فیرم
شمارهٔ ۲۱۱
بسته دهن از پسته ی خاموش توام
شمارهٔ ۲۱۲
بیرون ز غم تو نیست موجود دلم
شمارهٔ ۲۱۳
خلق تو نشانده باد انفاس نسیم
شمارهٔ ۲۱۴
از ناله دل خلق جهان ریش کنم
شمارهٔ ۲۱۵
چون خامه از آن بود نوشتن کارم
شمارهٔ ۲۱۶
یکچند بزهد و توبه افسانه شدیم