دفتر شعر
۳۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۶۹
مائیم کشیده ماه را در چنبر
شمارهٔ ۱۷۰
یکدم نظر از اهل ندم باز مگیر
شمارهٔ ۱۷۱
بگذر ز خود از مستی و هستی بگذار
شمارهٔ ۱۷۲
یا در عوض خر فرسی با زین خر
شمارهٔ ۱۷۳
نوشیدن جام بادهٔ نوشگوار
شمارهٔ ۱۷۴
گفتم بنگر گفت که دیوانه نگر
شمارهٔ ۱۷۵
گفتم که ز تیرت چه کنم گفت حذر
شمارهٔ ۱۷۶
گفتم که ز کویت چه کنم گفت گذر
شمارهٔ ۱۷۷
گفتم که شبم گفت مکن قصّه دراز
شمارهٔ ۱۷۸
وز لفظ تو در بحر حیا غرقه گهر
شمارهٔ ۱۷۹
وز جان خبر دلکش جانانه بپرس
شمارهٔ ۱۸۰
وز باده پرستان ره میخانه بپرس
شمارهٔ ۱۸۱
من حلقه بگوش توام ارداری گوش
شمارهٔ ۱۸۲
زان پیش کز آب بر فروزد آتش
شمارهٔ ۱۸۳
بی حسن چه بت در ره معنی چه کشیش
شمارهٔ ۱۸۴
وی مطرب چنگ زن رگ چنگ بکش
شمارهٔ ۱۸۵
یک توبره ی پر از کهش در سرکش
شمارهٔ ۱۸۶
گردی نرسیدی بکس از رهگذرش
شمارهٔ ۱۸۷
در بارگهت خسرو انجم فرّاش
شمارهٔ ۱۸۸
واشوب ز زلف دبر و کافریش
شمارهٔ ۱۸۹
در بندگیت پیر خرد طفل رضیع
شمارهٔ ۱۹۰
بحری چو کفت جهان نیاورده بکف
شمارهٔ ۱۹۱
بر خنگ تو راه کهکشان آمده تنگ
شمارهٔ ۱۹۲
تیغش باید بدست از آن دارد سنگ