دفتر شعر
۳۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۹۷
وین هجر مضاعفم وبالیست صحیح
شمارهٔ ۹۸
لکن دهنت بچشم جان بتوان دید
شمارهٔ ۹۹
بر سطح فلک عرصه ی میدان تو باد
شمارهٔ ۱۰۰
قرص زر او ریزه ئی از خوان تو باد
شمارهٔ ۱۰۱
و ایوان تو بر چرخ برین ساخته اند
شمارهٔ ۱۰۲
در جوف سراپرده ی قدرت مگسند
شمارهٔ ۱۰۳
پای ملخی نزد سلیمان نبرد
شمارهٔ ۱۰۴
هرگز در خانه ی مروّت نگشود
شمارهٔ ۱۰۵
گفتم که چه خیزدت ز مو گفت کمند
شمارهٔ ۱۰۶
ناموس بهار از سمنت می کشند
شمارهٔ ۱۰۷
وان لعل که پاره ئیش کانی ارزد
شمارهٔ ۱۰۸
پیوسته بفّر دولتت میلافند
شمارهٔ ۱۰۹
جان خون دل از دیده ی پر نم خواهد
شمارهٔ ۱۱۰
روزی من دلسوخته را داد نداد
شمارهٔ ۱۱۱
و اشفته آن سلسله ی گیسو شد
شمارهٔ ۱۱۲
در دام غمت نگر که چون می آید
شمارهٔ ۱۱۳
بر راه دلم ز غصّه خار اندازد
شمارهٔ ۱۱۴
پنداشتم آن مگر ببازی می کرد
شمارهٔ ۱۱۵
در سلسله ی زلف بتان آویزند
شمارهٔ ۱۱۶
دُرّاعه ی نیلگون فلک چاک زند
شمارهٔ ۱۱۷
در ده قدحی که عقل ازو بگریزد
شمارهٔ ۱۱۸
کز آتش سینه ات روان بفزاید
شمارهٔ ۱۱۹
چشمش به کرشمه ترکتازی میکرد
شمارهٔ ۱۲۰
خون در تنم از درد دل افسرده بماند