دفتر شعر
۳۰۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱۲۱
چون ناوک غمزه در کمان می آرد
شمارهٔ ۱۲۲
در حلق دلم ز زلف چنبر فکند
شمارهٔ ۱۲۳
در هر خمی از زلف کژش تابی بود
شمارهٔ ۱۲۴
بی خاک در تو باد می پیماید
شمارهٔ ۱۲۵
از دیده روان خون سیه می بارد
شمارهٔ ۱۲۶
تمییز نکرده عهد را از معهود
شمارهٔ ۱۲۷
باید که مرا چو دیگران نشمارید
شمارهٔ ۱۲۸
تا تیر فلک را بود از چرخ گشاد
شمارهٔ ۱۲۹
هر چند که می رود فزون می آید
شمارهٔ ۱۳۰
گردونش غلام و مشتری چاکر بود
شمارهٔ ۱۳۱
وز گریه من چشم زمین تر نرود
شمارهٔ ۱۳۲
یاری که روان بخشد و روح افزاید
شمارهٔ ۱۳۳
صد چشمه ی خونم از جگر بگشاید
شمارهٔ ۱۳۴
گر دست رها کند خیالی باشد
شمارهٔ ۱۳۵
بر برگ سمن سنبل تر می جنباند
شمارهٔ ۱۳۶
در چشم پرآبم دگری چون آید
شمارهٔ ۱۳۷
دود دل لاله در بهار تو رسید
شمارهٔ ۱۳۸
وان زلف پریشان بقراری مرساد
شمارهٔ ۱۳۹
از رفتن او دلم بجان می آید
شمارهٔ ۱۴۰
وز جان عزیز خویش بیزارم کرد
شمارهٔ ۱۴۱
او را بهمه حال فرو نگذارد
شمارهٔ ۱۴۲
چون خیمه برین پنجره ی شش در زد
شمارهٔ ۱۴۳
در مهر تو هفت مهره در باخته اند
شمارهٔ ۱۴۴
قندیل فلک شمع شبستان تو باد