دفتر شعر
۲۹۹ شعر در این دفتر
کتاب الشوقیات
شمارهٔ ۷۳
خار ما خوردیم و ایشان گل به دست آوردهاند
شمارهٔ ۷۴
خیالت از سر پر شور من بدر نشود
شمارهٔ ۷۵
نشان گنج از ویرانه پرسید
شمارهٔ ۷۶
با ناله ی خموشان الحان چه کار دارد
شمارهٔ ۷۷
در خلوت مسیحا رُهبان چه کار دارد
شمارهٔ ۷۸
شود سیاهی چشمم روان بجای مداد
شمارهٔ ۷۹
چشمم از درج عقیق تو گهر گرد آورد
شمارهٔ ۸۰
وین عجبتر که اگر جان ببرد جان نبرد
شمارهٔ ۸۱
کوثر حکایتی ز لب جام ما بود
شمارهٔ ۸۲
بشد چو جوهر فرد و فرید باز آمد
شمارهٔ ۸۳
سعادت ابدی از درم فراز آید
شمارهٔ ۸۴
از پی دل بشد و سوخته پر باز آمد
شمارهٔ ۸۵
وگر از پای در افتاد بسر باز آمد
شمارهٔ ۸۶
بتی بنفش تو از چین بدر نمی آید
شمارهٔ ۸۷
بهر دلم حال آن نگار بگوید
شمارهٔ ۸۸
مکتب عشّاق را ادیب نباشد
شمارهٔ ۸۹
یا دادم از آن دلبر عیار بگیرد
شمارهٔ ۹۰
بی شمع جمالت بشبستان نتوان بود
شمارهٔ ۹۱
یا چو مرغم بگلستان ارم یاد کنید
شمارهٔ ۹۲
برگیر بارم از دل و بار سفر مبند
شمارهٔ ۹۳
چرا که مرغ چمن ترک بوستان نکند
شمارهٔ ۹۴
کو بر سر من شب همه شب اشک فشاند
شمارهٔ ۹۵
یا سرو روان چون قد دلجوی تو باشد
شمارهٔ ۹۶
گر بدانی ز دل سنگ برون می آید