دفتر شعر
۲۹۹ شعر در این دفتر
کتاب الشوقیات
شمارهٔ ۱۴۵
که عشق لم یزل و لا یزال خواهد بود
شمارهٔ ۱۴۶
بنفشه نسخه ی آن نوبهار بنویسد
شمارهٔ ۱۴۷
و آشفته و شوریده به بازار برآرید
شمارهٔ ۱۴۸
چراغ عمر بباد وزان نمی ارزد
شمارهٔ ۱۴۹
ز پا در آمدم از من قدم دریغ مدار
شمارهٔ ۱۵۰
کایات مودت نبود قابل تفسیر
شمارهٔ ۱۵۱
و آرام دل ز جان طلب و ترک جان بگیر
شمارهٔ ۱۵۲
که یک گلست در این باغ و عندلیب هزار
شمارهٔ ۱۵۳
بندم بچه جرم می نهد میر
شمارهٔ ۱۵۴
و ابلق ایام را در زیر زین آورده گیر
شمارهٔ ۱۵۵
مهربانی کن و مه را بسها باز گذار
شمارهٔ ۱۵۶
وز درد من خسته مغانرا بفغان آر
شمارهٔ ۱۵۷
ور دل از جان بر نمی گیری ز جانان درگذر
شمارهٔ ۱۵۸
بیا و طره برافشان که بشکنم زنجیر
شمارهٔ ۱۵۹
تحیتی بنویسم بسوی یار و دیار
شمارهٔ ۱۶۰
و آنک قربان رهت گشت ز کیشش چه خبر
شمارهٔ ۱۶۱
بزن سریر توجه ی ببارگاه سرور
شمارهٔ ۱۶۲
درد من ضعیف بدرمان رسید باز
شمارهٔ ۱۶۳
باغ رخسارت پر از گلنار مییابم هنوز
شمارهٔ ۱۶۴
زین پس من و خیالش و شبهای دیرباز
شمارهٔ ۱۶۵
گشتیم صید آن صنم دلنواز باز
شمارهٔ ۱۶۶
که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز
شمارهٔ ۱۶۷
نه مرا در غم عشق تو بجز ناله انیس
شمارهٔ ۱۶۸
برکش ز طرف پردهسرا نالهٔ جرس