دفتر شعر
۱۲۸ شعر در این دفتر
ای آنکه بهیکتائییِ خود یکتائیبر هستییِ ذات خویش بیهمتائی
روزی که نبود ساغر و صهبائیتا کی عنبی خمی مئی مینائی
ای آنکه به ذات خویش فرد و اَحَدیبر حال صفی به نیکویی کن مددی
ای آنکه فروزندهیِ خورشید و مهیبر هستی ذات خود بوحدت گوهی
سبحانالله بذات پاینده توئیسبحانالله بجان فراینده توئی
الله که کافی المهمات توئیالله که سامع المناجات توئی
ای آنکه به بنده بهترین دوست توئیوانکس که پناه ماسوا اوست توئی
زنهار صفی هزار زنهار صفیهرگز دل هیچکس میازار صفی