دفتر شعر
۴۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
مرگت به جوانی و پگاهی آمد
شمارهٔ ۲۶
به هرچه خط سیاه میآوردی
شمارهٔ ۲۷
بی شمع شبی چون نغنودی آخر
شمارهٔ ۲۸
دل در سر نالهٔ سحرگاهی شد
شمارهٔ ۲۹
بس خون که ز دیده میببارم بی تو
شمارهٔ ۳۰
آخر ز تو گفتن و شنودن ما را
شمارهٔ ۳۱
وان ماه تو در کفن نمیدانستم
شمارهٔ ۳۲
وز سینهٔ آتشین دم سرد از تو
شمارهٔ ۳۳
زلف سیه پرشکنت میریزد
شمارهٔ ۳۴
در زیر زمین مشک ختن پوشیدی
شمارهٔ ۳۵
ارواح ز فرقت تو مدهوش بماند
شمارهٔ ۳۶
چون تو بشدی من به که نازم چکنم
شمارهٔ ۳۷
وان سرو بلند در مغاک آورده
شمارهٔ ۳۸
خندان بدمید دامن خود زده چاک
شمارهٔ ۳۹
گویی رفتی هزار فرسنگ آخر
شمارهٔ ۴۰
بی روی تو تیره شد جهانم دیدن
شمارهٔ ۴۱
برخاستن تو عین افتادن بود
شمارهٔ ۴۲
گل نیز، دریده پیرهن، بی تو رسید
شمارهٔ ۴۳
با ما بنشین یک نفس ای سیم عذار
شمارهٔ ۴۴
گلبرگ رخم چو خاک ره گردد خوار
شمارهٔ ۴۵
بر جای سیاه سهمناکم بگری