دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۷۹۷
جان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بری
غزل شمارهٔ ۲۷۹۸
تا قمر را وانمایم کز قمر روشنتری
غزل شمارهٔ ۲۷۹۹
آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری
غزل شمارهٔ ۲۸۰۰
کاین جهان خیره است در تو کز جهان دیگری
غزل شمارهٔ ۲۸۰۱
وز برای امتحان بر نقد مردان آتشی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۲
آخر ای ساقی ز غم ما را نشویی اندکی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۳
کرده مالامال خون پیمانه دیوانگی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۴
چون قضای آسمانی توبهها را بشکنی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۵
چون به اصل اصل خویش آید چنین هر پارهای
غزل شمارهٔ ۲۸۰۶
آفتاب او نهشت اندر دو عالم سایهای
غزل شمارهٔ ۲۸۰۷
در درون ظلمت سودا ورا داناییی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۸
و آنک نفی محض باشد گرچه اثباتی کنی
غزل شمارهٔ ۲۸۰۹
زهره آمد ز آسمان و میزند سرخوانیی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۰
وی ز لشکرهای عشقت هر طرف ویرانیی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۱
با همه خویشان گرفته شیوهی بیگانگی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۲
و آن طرف کاین باده بودت از کجا ره بردهای
غزل شمارهٔ ۲۸۱۳
و مماتی فی حیاتی و حیاتی فی مماتی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۴
خنک آن دم که برآید ز خزان باد بهاری
غزل شمارهٔ ۲۸۱۵
چو نه میری نه وزیری بن سبلت به چه مالی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۶
چه تفکر کند از مکر و ز دستان که ندانی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۷
و اگر نیز بیایی بروی زود نپایی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۸
صنما چون همه جانی دل هشیار فریبی
غزل شمارهٔ ۲۸۱۹
اگر او همرهمستی همه را راه زدستی
غزل شمارهٔ ۲۸۲۰
چو ز شهر تو برفتم به وداعیم ندیدی