دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۶۲۱
نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۲
صنما چه می شتابی که بکشتی از شتابم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۳
پی من تصوری را که بکرد هم بدیدم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۴
سر مست گفته باشد من از این خبر ندارم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۵
ز تو درشکست عهدم ز تو باد شد قرارم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۶
نبود شبی که آیم ز میان کار گویم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۷
به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۸
مست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم
غزل شمارهٔ ۱۶۲۹
یا نمکدان کی دیدهست که من در شورم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۰
ور لبش جور کند از بن دندان بکشم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۱
درده آن باده جان را که سبک دل شدهایم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۲
جهت توشه ره ذکر وصالت بردیم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۳
تا که با یار شکرلب نفسی دم بزنیم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۴
عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۵
تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۶
وز لب چون شکر او شکری می رسدم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۷
سر صندوق گشادم گهری دزدیدم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۸
فرح ابن الفرح ابن الفرح ابن الفرحم
غزل شمارهٔ ۱۶۳۹
پیش کان شکر تو شکرافشان میرم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۰
وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۱
چو بیایی به زیارت سره بیرون آیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۲
گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۳
آب رحمت بستانیم و بر آتش ریزیم
غزل شمارهٔ ۱۶۴۴
جز ز زنجیر دو زلفت ز کی مجنون باشیم