دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۵۲۷
نی غصه و نی غم نه کم و بیش نماند
رباعی شمارهٔ ۵۲۸
بنگر که ز نور حق چه رونق خیزد
رباعی شمارهٔ ۵۲۹
جز دلشکنی و سینه سوزیت نبود
رباعی شمارهٔ ۵۳۰
در خانه نشستنت کجا دارد سود
رباعی شمارهٔ ۵۳۱
رو بر کف پای میر خوبان دارد
رباعی شمارهٔ ۵۳۲
ما مجنون و او فزون میخواهد
رباعی شمارهٔ ۵۳۳
لطفی دارد که کس بدان پی نبرد
رباعی شمارهٔ ۵۳۴
دل یغما بر دو دست در ایمان کرد
رباعی شمارهٔ ۵۳۵
از یار یگانه سوی بیگانه روند
رباعی شمارهٔ ۵۳۶
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
رباعی شمارهٔ ۵۳۷
چون سنگ که سرمهٔ بصر میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۳۸
هر آن چه حدیث تست نشنیده کنند
رباعی شمارهٔ ۵۳۹
از هرچه جز اوست روی برتافتهاند
رباعی شمارهٔ ۵۴۰
زارش کشد و بزاری زار کشد
رباعی شمارهٔ ۵۴۱
بر دیده و جان عاشقان ریخته باد
رباعی شمارهٔ ۵۴۲
هم خرقه و همراه دلم مجنون بود
رباعی شمارهٔ ۵۴۳
سرو و گل و باغ مست احسان گردد
رباعی شمارهٔ ۵۴۴
وز با نمکی راه نظر چشم تو زد
رباعی شمارهٔ ۵۴۵
شد حامله از شادی و صد غنچه بزاد
رباعی شمارهٔ ۵۴۶
فردا به قیامت این عمل خواهی برد
رباعی شمارهٔ ۵۴۷
وان دولت بیشمار گوئی که نبود
رباعی شمارهٔ ۵۴۸
از بهر بتی چرا چنین حیرانید
رباعی شمارهٔ ۵۴۹
منزل دور است یک زمان بشتابید
رباعی شمارهٔ ۵۵۰
یک عاشق صادق نکونام که دید