دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۵۵۱
آن باید کرد و گفت کو فرماید
رباعی شمارهٔ ۵۵۲
جز بر در نیستی وصالت ندهند
رباعی شمارهٔ ۵۵۳
امید به فضل راهنمای اندر بند
رباعی شمارهٔ ۵۵۴
بنده که خرد برای زشتی و فساد
رباعی شمارهٔ ۵۵۵
آن کس که از او چرخ و هوا رقص کنند
رباعی شمارهٔ ۵۵۶
ای چشم جهان چشم بدانت مرساد
رباعی شمارهٔ ۵۵۷
معروف تر از مهر سلیمان دانند
رباعی شمارهٔ ۵۵۸
ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید
رباعی شمارهٔ ۵۵۹
ای عشق که نمکها ز نمکدان تُوَند
رباعی شمارهٔ ۵۶۰
از هستی آب و گل چرا میتابید
رباعی شمارهٔ ۵۶۱
آن یار به خشم رفته را باز آرید
رباعی شمارهٔ ۵۶۲
گمگشتهٔ سودای تو جان سیرانند
رباعی شمارهٔ ۵۶۳
جز جانب او نظر مکن تا نرود
رباعی شمارهٔ ۵۶۴
این آزادی ملک جهان بیش ارزد
رباعی شمارهٔ ۵۶۵
بر خاک سیه در صفا میبارید
رباعی شمارهٔ ۵۶۶
از گردش او چرخ دو تا میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۶۷
نقشی است که در تویلهٔ غم بستند
رباعی شمارهٔ ۵۶۸
جان دو هزار تن در این تن گنجد
رباعی شمارهٔ ۵۶۹
آهو است که او بابت شیران گردد
رباعی شمارهٔ ۵۷۰
قرابه تهی گشت و بسر میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۷۱
از کوشش عاجزانه کاری ناید
رباعی شمارهٔ ۵۷۲
بیچاره به پا رفت و به سرباز آمد
رباعی شمارهٔ ۵۷۳
با عشق تو از شمع و چراغ اندیشد
رباعی شمارهٔ ۵۷۴
جانی تو که زحمتی به جانت نرسد