دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۵۷۵
گویی که بلا بر سر او ریخته شد
رباعی شمارهٔ ۵۷۶
بخشای بر آن تشنه که آبش نبود
رباعی شمارهٔ ۵۷۷
وز بنده شکر خنده جوابت باشد
رباعی شمارهٔ ۵۷۸
تا چهرهٔ ما به خاک ره رشک برد
رباعی شمارهٔ ۵۷۹
کان کیست که او حقیقت جان داند
رباعی شمارهٔ ۵۸۰
گفتم که بدید و مه ز مه میپرسید
رباعی شمارهٔ ۵۸۱
چون سوختهای نیست کرا دارد سود
رباعی شمارهٔ ۵۸۲
ور ایست کند تا بابد مست شود
رباعی شمارهٔ ۵۸۳
ور ننگرمش آفت دل میگردد
رباعی شمارهٔ ۵۸۴
بس دولتها که روی از آن زرد شود
رباعی شمارهٔ ۵۸۵
و انگشتنمای این و آن باید شد
رباعی شمارهٔ ۵۸۶
پیوستن او ز خود بریدن باشد
رباعی شمارهٔ ۵۸۷
بعضی دیگر ز زخم تو بیمارند
رباعی شمارهٔ ۵۸۸
پرهیز و گریز جز بدانسوی نماند
رباعی شمارهٔ ۵۸۹
بدبخت چو خار تیز و سرکش باشد
رباعی شمارهٔ ۵۹۰
بیجان جهان جان و جهان تنگ آمد
رباعی شمارهٔ ۵۹۱
احسان ترا شمار نتوانم کرد
رباعی شمارهٔ ۵۹۲
رختی که نداشتیم سیلاب ببرد
رباعی شمارهٔ ۵۹۳
وین مایهٔ عمر، رایگان میگذرد
رباعی شمارهٔ ۵۹۴
چون چشم تو هم خفته و هم بیدارند
رباعی شمارهٔ ۵۹۵
در زلف مشوشی مشوش نشود
رباعی شمارهٔ ۵۹۶
بیزارم از آن عشق که سه روزه بود
رباعی شمارهٔ ۵۹۷
بیعشق وجود خوب و موزون نشود
رباعی شمارهٔ ۵۹۸
اما غم او تر و جوانم دارد