دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۵۹۹
من بیخبرم از آنکه میفرماید
رباعی شمارهٔ ۶۰۰
جان و دل عاشقان ز تو شادان باد
رباعی شمارهٔ ۶۰۱
تا لطف غمت ندیده غمخوار نشد
رباعی شمارهٔ ۶۰۲
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
رباعی شمارهٔ ۶۰۳
توحید به نزد او محقق نشود
رباعی شمارهٔ ۶۰۴
چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند
رباعی شمارهٔ ۶۰۵
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
رباعی شمارهٔ ۶۰۶
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
رباعی شمارهٔ ۶۰۷
بخت تو مپندار که پیروز بود
رباعی شمارهٔ ۶۰۸
وان دلبر برگزیده سرکش نشود
رباعی شمارهٔ ۶۰۹
همسایه شدند با وی این چار فساد
رباعی شمارهٔ ۶۱۰
اسباب قلندری بسامان نشود
رباعی شمارهٔ ۶۱۱
با نه سوراخ و آدمش نام نهاد
رباعی شمارهٔ ۶۱۲
مستی ز فلک نعرهزنان میآید
رباعی شمارهٔ ۶۱۳
یک جان داری و خصم جان بسیارند
رباعی شمارهٔ ۶۱۴
هر کان دارد منت آن بکشد
رباعی شمارهٔ ۶۱۵
تو غرق زیانی و زیانت همه سود
رباعی شمارهٔ ۶۱۶
از چنبر تن گذشت و بر قلب رسید
رباعی شمارهٔ ۶۱۷
بیتی که بگویم همه اسرار بود
رباعی شمارهٔ ۶۱۸
از شوق تو کارم به شکایت برسید
رباعی شمارهٔ ۶۱۹
شیر از قدح شرع به مستان ندهند
رباعی شمارهٔ ۶۲۰
در آتش او چه خوش قراری دارد
رباعی شمارهٔ ۶۲۱
در زیر کفی قلزم پنهان آمد
رباعی شمارهٔ ۶۲۲
وز چون و چگونه دل به بیچون آورد