دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۶۴۷
بیکار مرا حلاوت کار تو کرد
رباعی شمارهٔ ۶۴۸
وز تو ز خیال تو همی خواهم داد
رباعی شمارهٔ ۶۴۹
باشد که به دیده خاک پای تو رسد
رباعی شمارهٔ ۶۵۰
گر دست دهد غمش چه نیکو باشد
رباعی شمارهٔ ۶۵۱
یا باد سبک سر که به موی تو رسد
رباعی شمارهٔ ۶۵۲
میگردد جابجا و جا می نکند
رباعی شمارهٔ ۶۵۳
وان ماه جگر خسته به پیشت میرد
رباعی شمارهٔ ۶۵۴
ما را شب تیره بینوا نگذارد
رباعی شمارهٔ ۶۵۵
عاشق چو کفی بر سر آن خون گردد
رباعی شمارهٔ ۶۵۶
سودای تو از دماغ مستم نشود
رباعی شمارهٔ ۶۵۷
زیرا که بایام یکی بار خورد
رباعی شمارهٔ ۶۵۸
هر گوشه دکان گل فروشان نگرید
رباعی شمارهٔ ۶۵۹
گلها و بنفشههای مشکین بو بود
رباعی شمارهٔ ۶۶۰
در نالهام از لبان قند اندر قند
رباعی شمارهٔ ۶۶۱
در صدر بزرگی همه بیخویشانند
رباعی شمارهٔ ۶۶۲
زان سجده به بخت خویشتن میافتد
رباعی شمارهٔ ۶۶۳
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
رباعی شمارهٔ ۶۶۴
دامان ز جهان کشیدهای میباید
رباعی شمارهٔ ۶۶۵
گر فانی و گر نیست بود هست شود
رباعی شمارهٔ ۶۶۶
بیمهر تو زندگیش مشکل باشد
رباعی شمارهٔ ۶۶۷
بیچشم و زبان و گوش میباید بود
رباعی شمارهٔ ۶۶۸
در پیشروی اگر گزینم کردند
رباعی شمارهٔ ۶۶۹
زهراب چشیدهام مرا قند چه سود
رباعی شمارهٔ ۶۷۰
وصل تو گمانست و یقین میباید