دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۶۷۱
مشتاق در آتش درون میخسبد
رباعی شمارهٔ ۶۷۲
اندر صف عاشقان چه کارت باشد
رباعی شمارهٔ ۶۷۳
نی بیهشی نه هوشمندی باشد
رباعی شمارهٔ ۶۷۴
دل خود چه بود حدیث جان کس نکند
رباعی شمارهٔ ۶۷۵
هرگز نفسی نامه شرم نه بخواند
رباعی شمارهٔ ۶۷۶
بیبند مرا از این جهان بند تو کرد
رباعی شمارهٔ ۶۷۷
مردی ز سر کوی خرابات برند
رباعی شمارهٔ ۶۷۸
شمشیر ز پارههای ما تیز کنند
رباعی شمارهٔ ۶۷۹
کی فرق میان قال با حال بود
رباعی شمارهٔ ۶۸۰
جوینده در به قعر دریا باید
رباعی شمارهٔ ۶۸۱
در دل پیدا و در زبان نیست که دید
رباعی شمارهٔ ۶۸۲
تا عرش همه فتنه و غوغا گیرد
رباعی شمارهٔ ۶۸۳
یک عاشق صادق نکونام که دید
رباعی شمارهٔ ۶۸۴
جز در ره اثبات تو جان نتوان داد
رباعی شمارهٔ ۶۸۵
هردم ملکی به رایگان میبخشد
رباعی شمارهٔ ۶۸۶
وصل تو گمانست، یقین میباید
رباعی شمارهٔ ۶۸۷
گلشن چو نباشدم مرا بو چه کند
رباعی شمارهٔ ۶۸۸
دردی که هزار بحر پر در دارد
رباعی شمارهٔ ۶۸۹
در معرکه تیغ گوهر آمیغ زند
رباعی شمارهٔ ۶۹۰
چون لعل بود که اصلش آتش باشد
رباعی شمارهٔ ۶۹۱
با سایهٔ تو گفت و شنودی دارد
رباعی شمارهٔ ۶۹۲
دل نیک نواز با نوائی آمد
رباعی شمارهٔ ۶۹۳
جان جمله حدیث لالهزار تو کند
رباعی شمارهٔ ۶۹۴
آن را که نواختم همان را بزدم