دفتر شعر
۲۲۳۶ شعر در این دفتر
رباعی شمارهٔ ۴۳۵
لیکن زاری عاشقان نیز خوش است
رباعی شمارهٔ ۴۴۶
وز من دل بیرحمِ تو بیزارتر است
رباعی شمارهٔ ۴۵۰
اسب است ولی بهاش کم از زینست
رباعی شمارهٔ ۴۵۴
او را یار است هرکه با او یار است
رباعی شمارهٔ ۴۵۶
چشم دگرم گفت چرا گریه ز چیست
رباعی شمارهٔ ۴۶۰
خونیست بیا ببین که چون میریزد
رباعی شمارهٔ ۴۷۱
هرگونه که خورد و خفت و طاعت باشد
رباعی شمارهٔ ۵۱۵
یک موی کز او فتد بکانی ارزد
رباعی شمارهٔ ۵۱۹
ما را به خدا نور دل و دیده بود
رباعی شمارهٔ ۵۲۳
بیجان ز کجا شوی که جان خواهی شد
رباعی شمارهٔ ۵۲۷
نی غصه و نی غم نه کم و بیش نماند
رباعی شمارهٔ ۵۴۷
وان دولت بیشمار گوئی که نبود
رباعی شمارهٔ ۵۶۴
این آزادی ملک جهان بیش ارزد
رباعی شمارهٔ ۵۶۵
بر خاک سیه در صفا میبارید
رباعی شمارهٔ ۵۸۸
پرهیز و گریز جز بدانسوی نماند
رباعی شمارهٔ ۵۹۲
رختی که نداشتیم سیلاب ببرد
رباعی شمارهٔ ۶۰۴
چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند
رباعی شمارهٔ ۶۱۵
تو غرق زیانی و زیانت همه سود
رباعی شمارهٔ ۶۲۷
کفر است که آنجای قراری باشد
رباعی شمارهٔ ۶۴۲
جان در تن زندگان پریدن گیرد
رباعی شمارهٔ ۶۵۶
سودای تو از دماغ مستم نشود
رباعی شمارهٔ ۶۶۳
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
رباعی شمارهٔ ۶۶۵
گر فانی و گر نیست بود هست شود
رباعی شمارهٔ ۶۷۳
نی بیهشی نه هوشمندی باشد